تبلیغات
استان مراغه به مرکزیت شهر تاریخی مراغه

استان مراغه به مرکزیت شهر تاریخی مراغه

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

خواست عموم مردم جنوب استان آذربایجان شرقی تشکیل استان جدید در جنوب  و جدایی از تبریز می باشد.

استان سهند به مرکزیت مراغه

همه روز  اصواتی  مبنی برتشکیل استان های جدید در کشور به گوش می رسد و این اصوات آزار بس کثیری را به مغز القا می کند که چرا مراغه ای که قدمت طرح مسئله استان شدن آن شاید به قبل انقلاب هم برسد تا به حال استان نشده است.

مقصر اصلی کیست؟خواب مستولی بر مردم این شهر مقصور است  یا قدرتی ماورای این امر یعنی تبریز؟

به نظر شما علت عدم استان شدن شهرستان در چیست؟تبریز مقصر است یا مردم مراغه؟

طبیعتا هر دو نقش دارند ؟اما!!!تاسف در بیان این مطلب که تبریز با هرگونه پیشرفت در مراغه مخالف است ؛ نمود ان را بارها و بارها مشاهده نموده ایم

چند مثال می توان بیان کرد که مراغه در شرف پیشبرد اهداف بود ولی   مرکز استان (تبریز ) مخالف این پیشرفت بودند یک نمونه دو نمونه سه نمونه ؟؟؟ نه بیشمار نمونه....

مع الوصف مراغه باید از تابعیت تبریز خارج شود .

 



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

صدا و سیمای اذربایجان شرقی تبعیضات مابین شهر ها را تا کی ادامه خواهد داد

صدا و سیمای مراغه

تبعیضات در تمامی نقاط جهان حکم فرماست ولی در این نقطه یعنی ادربایجان شرقی شدت بیشتری به خود گرفته است.

دیروز شاهد برنامه ای در فرهنگسرای جوان اداره ارشاد اسلامی شهرستان مراغه بودیم که عنوان برنامه را  افتتاح ترمینال بین الملی صادرات مراغه و افتتاح ساختمان جدید گمرک مراغه و همچنین سرمایه گذاری های کلان کشتیرانی جهموری اسلامی ایران یدک می کشید.

اما شدت قدرت موجود در این مراسم باز نتوانست تبعیضات حاکم در مرکز استان که بر مراغه یمان حکم فرما می باشد را بکاهد زیرا در صدا و سیمای استانی سهند( که  نام رشته کوه مراغه را یدک دارد)حتی اشاره ای به این مبحث جدید در مراغه نشد .

عوامل مخالفی می تواند حکم فرما باشد جهت نپرداختن به این موضوع در صدا و سیمای مرکز استان که بر شدت گفته یمان صحه می افزاید.

واقعیت امر این است که صدا و سیمای تبریز از  انعکاس پیشرفت های مراغه  چشم پوشی می نماید و تنها به جزییات پرداخته و بیشتر نیز از موارد کشفات نیروی انتظامی در این شهر گزارشات پخش می گردد.

 متاسفانه تبریز دو شهرستان بناب و مراغه را روبروی هم قرار می دهد تا توسط این کار سر در گمی هایی را بین دو قوم ایجاد نموده و سیتره خود را بر ما بیشتر حاکم نماید،سیمای مرکز استان می تواند با برجسته کردن و معرفی جاذبه ها و امکانات شهرستان های این استان زمینه جذب گردشگر و نیز سرمایه گزار را به منطقه فراهم کند. با وجود اینکه خبرنگار این رسانه اخبار در شهرستان مراغه و رویدادها و پتانسیل های بالقوه منطقه را ارسال می کند اما متاسفانه مسئولان شبکه استانی نسبت به پخش این نوع گزارش ها روی خوش نشان نمی دهند.

مسئولین در مراغه در خواب هستند کی بیدار میشوند الله اکبر

مردم شریف مراغه آیا بهتر نیست ما خود در فکر سیمای مراغه باشیم  

 



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

 

توضیح مختصری در باره مراغه

مراغه یكی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران و دومین شهر بزرگ استان آذربایجانشرقی میباشد كه در كنار رودخانه زیبای صافی و در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی كوه سهند قرار گرفته است. این شهر با ۲۵۰۰۰۰  نفر جمعیت و ۲۵ کیلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از کلان‌شهر تبریز است. واژهٔ مراغه پس از فتح ایران توسط اعراب رایج شده و پیش از ورود اسلام این شهر با نام‌هایی همچون «افرازه‌رود»، «افرازروح»، «افراه‌روز» و «افرازهارود» شناخته می‌شده که بعدها به «ماراوا»، «ماراغا» و «مراغه» تغییر یافته‌است. و بر همین اساس قدمت شهر مراغه به دوره ماد بر می‌گردد. شهر مراغه در طول سده‌های گذشته، همواره به‌عنوان یکی از آبادترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای آذربایجان و ایران شناخته می‌شده و پادشاهان توجه ویژه‌ای نسبت به این شهر داشته‌اند. واژه‌ای که امروزه بر این شهر اطلاق می‌شود، تغییریافتهٔ واژهٔ ترکی «ماراآغا» به‌معنای جایگاه بزرگان است. موقعیت منطقه‌ای مراغه طوری است كه از شمال به شهر تبریز ارتفاعات كوههای سهند و از شرق به شهرستان هشترود و از سمت مغرب به دریاچه ارومیه و از جنوب به شهرستان میاندوآب محدود است فاصله مراغه – تبریز از طریق جاده آسفالته ۳۰ ۱کیلومتر است اختلاف ساعت این شهر با تهران۲۱دقیقه و ۳۰ ثانیه است. این شهر علاوه بر جاده آسفالته از طریق خط آهن به تبریز و تهران و از طریق خطوط هوایی به تهران متصل می‌شود. بطور كلی مراغه از دو ناحیه كوهستانی و جلگه‌ای تشكیل یافته و از لحاظ آب و هوا معتدل (متمایل به سردی) و نسبتا مرطوب است. بیشینهٔ دمای این شهر در تابستان‌ها حدود ۳۵ درجهٔ سانتی‌گراد بالای صفر و کمینهٔ آن در زمستان‌ها حدود ۲۰ درجه سانتی‌گراد زیر صفر است؛ همچنین میزان بارش سالانه در مراغه حدود ۳۳۰ میلی‌متر است. به‌جهت قرارگرفتن این شهر در دامنهٔ جنوبی سهند، رودخانه‌هایی نظیر صوفی‌چای و مردق‌چای که از این کوهستان سرچشمه می‌گیرند، از داخل مراغه عبور کرده و در رونق و آبادانی شهر تأثیر به‌سزایی داشته‌اند. مراغه یكی از مراكز مهم تهیه و صدور خشكبار محسوب می شود. و از چشمه‌های معدنی معروف اطراف شهر مراغه می‌توان به شورسو، گشایش، ایستی‌بلاغ، قره‌ پالچیق و ساری‌سو اشاره كرد. و از جملهٔ آثار تاریخی و جای‌های دیدنی مراغه می‌توان به آرامگاه اوحدی مراغه‌ای، برج مدور، پل خانقاه، پل قلعهٔ دختر، پل مردق، رصدخانهٔ مراغه، غار کبوتر، غارهای رصدخانه، کلیسای مراغه، گنبد سرخ، گنبد غفاریه، گنبد کبود، مسجد شجاع‌الدوله، مسجد شیخ بابا، مسجد شیخ تاج، مسجد ضریر، مسجد طاق، مسجد ملارستم، مسجد ملامعزالدین، معبد مهر، مقبرهٔ آقالار و موزهٔ ایلخانان وصدها مورد دیگر اشاره کرد . اوج شهرت نام مراغه به عهد هلاكوخان می‌رسد. در دوره هلاكوخان و در زمانی كه مراغه به عنوان پایتخت برگزیده شده بود با تقاضا و تشویق دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیر الدین طوسی معتبرترین مركز علمی جهان یعنی رصدخانه مراغه در یكی از تپه‌های شمال غربی مراغه احداث گردید كه قبل از ویرانی یكی از بزرگترین مراكز پژوهشی و نجومی زمان خود در جهان بود. و هم اكنون گنبدی بلند جهت پوشش بقایای برج مركزی رصد خانه بر روی آن احداث گردیده كه به عنوان نمایشگاه، از آلات و وسایل نجومی آن دوره نیز در آن استفاده خواهد شد . ازسوغات مراغه میتوان صابون سجوق باسلوق عسل وخشکبار آن رانام برد. پس از حملات عرب‌ها گروهی از مردم مراغه در حدود هزار سال پیش از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغی‌ها نامیده می‌شوند و در ۷-۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند و به زبان مراغی سخن می‌گویند. آن‌ها زبان اصلی مادی مراغه آذربایجان را حفظ کرده‌اند و امروز نیز به زبان ایرانی آذری سخن می‌گویند. حمدالله مستوفی، دین مراغی‌های الموت را آیین مزدکی نامیده‌است. وی زبان مردم خود شهر مراغه را «پهلوی متغیر» نامیده که منظور همان زبان آذری است.

خصوصیات اخلاقی و ویژگی های فرهنگی

مردم این دیار عموماً میهمان نواز، آگاه، خونگرم و در درستی دیر پا هستند. در غریبه نوازی شهره‌اند و كمتر زیر زور می‌روند و اگر از لحاظ مادی ضعیف باشند كمتر از آن حرف می‌زنند و نسبت به غرور و شخصیت خویش بسیار حساس هستند. وقتی كه كتاب فرهنگ این دیار را می‌گشائیم هر ورقش سند باورها، سمبل‌ها، سنتها و ارزشهای نیاكانش حكایت دارد و چنان می‌بینیم كه با جانبازیهای اجدادش از دستبرد تاریخ به دور مانده و دست نخورده و سینه به سینه چون میراث گرانبها به فرزند رسیده است. به حقیقت این آداب و سنن با اصول و عقاید اسلامی عجین شده و جلوه روحانی به خود گرفته است و در پیوندی پایدار با پیشینه تاریخی و میراث كهن حیثیتی غرورآفرین و جاودانه یافته است. مردم این شهر به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و پیرو مذهب شیعه اثنی عشری هستند.



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی
شیرینی چای، سوغاتی دلچسب مراغه و یار پهلونشین چایی
چای
شیرینی چای (قند پنیری)، سوغاتی دلچسب مراغه و یار پهلونشین و دیرین چایی که قدمتی چند صد ساله در شیرین کام کردن خانواده های این شهرستان و شهرستانهای همجوار دارد.

این سوغاتی که در بین شهروندان و بسیاری از مسافران و میهمانان مراغه شناخته شده، در کنار سایر سوغاتی ها از جمله صابون ، باسلوق ، سجوق و خشکبار به مناطق مختلف کشور سوغات برده می شود.

شکر که مواد اولیه این محصول محسوب می شود در کارگاههای آب نبات ریزی مراغه فرآوری شده و پس از طی مراحل مختلف به شیرینی چای تبدیل می شود.

برخی از مردم مراغه بر این عقیده اند که این محصول طی جنگهای ایران و روسیه توسط مردمان مهاجر از روسیه به آذربایجان آورده شده و پس از تحولاتی هم اکنون با مشخصاتی مانند نرم بودن، رنگ سفید و حالت بادامی در این شهرستان تولید و به بازار عرضه می شود.

این سوغاتی، در طعم های مختلفی مانند هل ، پرتقالی ، لیمویی ، آناناسی و دارچینی تولید و اسانسهای مختلف با توصیه ها و نظارت های بهداشتی به آن اضافه می شود و بهترین و بیشترین شیرینی چای دلخواه مردم با طعم هل است.

هم اکنون در این شهرستان حدود 30 کارگاه آب نبات ریزی مشغول به تولید و عرضه شیرینی چای بوده و در هر یک از کارگاه ها بین سه تا چهار نفر کارگر مشغول بکار هستند.

روزانه در هر کارگاه بطور میانگین 60 تا 100 کیلوگرم شکر برای تولید شیرینی چای مورد استفاده قرار می گیرد.

بیشترین ایام عرضه این محصول به مسافران در فصل بهار و تابستان ، ایام عید و محرم الحرام بوده و سالانه 30 درصد از تولید این محصول بین میهمان و گردشگران سایر شهرها عرضه می شود.

شیرینی چای (قند پنیری) در ابتدا در قالب های بادامی ، آجری و مرواریدی تهیه می شده که بعدها به علت سهولتی که قالب بادامی در تولید دارد ، این قالب جای سایر قالب ها را گرفت.

 و طرز تهیه آن به اختصار: بعد از تهیه مواد اولیه شیرنی چای ( شکر ) آن را در یک دیگ مخصوص (پالت) ریخته و همراه با آب می جوشانند تا بخوبی شیره بگیرد.

سپس آنرا بر روی صفحه فلزی که در اصطلاح نبات ریزی به "سنگ" شهرت دارد ریخته و پس از سرد شدن ، آن را به قطعات مختلف برش می دهند و اسانس لازم را به آن اضافه می کنند.

پس از این مرحله ، شیره برش داده شده بوسیله دو نفر ورز داده می شود که در اصطلاح آب نبات ریزی بدان هوا دادن گفته می شود.

هوا دادن برای سفید شدن و نرم شدن شیره بوده و بعد از اینکه شیره به مقدار لازم ورز داده و نرم و سفید شد آن را مجددا به قطعات مختلف دیگری برش می دهند.

قطعات برش داده شده را از درون دستگاه آب نبات ریزی رد کرده و بعد از پهن کردن آن بر روی سطح کار (استو) به منظور ایجاد خشکی نسبی و در اصطلاح (هوا خوراندن) بوسیله غربال (الک) خرده ریزهای آن را جدا می کنند.

سپس شیرینی چای آماده شده را در درون بسته های 650 تا 700 گرمی بسته بندی کرده و برای مشتریان عرضه می کنند.

این سوغاتی در زمان حاضر به علت نداشتن بسته بندی مناسب و خشک شدن در دراز مدت از قابلیت صادر شدن به خارج از کشور برخوردار نیست.



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

 

استاد کریمی مراغه ای

استاد کریمی مراغه ای سال 1310هجری شمسی در یک خانواده کاملآ متدین و معتقد به اصول و مذهب تشییع و خاندان آل عصمت چشم به دنیای پرآشوبمان گشوده است و گرمی بخش دل مادر بوده و نور امیدی را در دل پدری با احساس و فاضل و متقی روشن کرده است .

دوران کودکی را در جمع خانواده و محدود زندگی فقیرانه ولی با صفا و صمیمیّت خود سپری ساخته است . پدر او مرحوم ذاکر مراغه ای با تحصیلات قدیمه ی خود، شاعریست با احساس که در بازار مراغه به کار شمع ریزی و بقالی مشغول بوده، و با اندک سرمایه ای چرخ سنگین زندگی را به چرخش انداخته بود . گرچه از لحاظ مالی امکانات چندانی نداشته است ولی دارای مناعت طبع بوده که در قبال هر کس و نا کسی سرخم نکرده و با اتکاء به عنایت پروردگار از یک محبوبیت و احترام همگان برخوردار بوده است . در دوران حیات خویش آثاری بس گرانبها از خود به یادگار گذاشته است که مقادیری زیاد از آثار وی هنوز چاپ نشده است . او در زمان حیات خود تربیت فرزند ارشد خویش حسین کریمی را زیر نظر گرفته و برای تعلیم و تربیت فرزند کمربر بسته است .

تحصیلات ، دوران کودکی ،نوجوانی و جوانی :

کریمی تحصیلات اولیه خود را با فراگیری درسهائی از قرآن مجید آغاز و سپس برای اخذ معلومات کلاسیک وارد مدرسه شد و اوایل سال 1320هجری شمسی دست در دست پدر فاضلش قدم به عرصه بازار نهاد . متاسفانه عدم سرمایه کافی نه تنها مانع ادامه تحصیلات آقای کریمی گردید بلکه مانع شد که پدر برای یگانه فرزندش محل کسبی دست و پا کند روی این اصل آقای کریمی بالاجبار برای تامین معاش خود به دستفروشی در بازار مراغه پرداخت و شبها با تنی خسته و رنجور پای درس پدر نشست  و به منظور فراگیری زبان فارسی و قرآن مجید و معلومات عربی و کسب مسائل دینی از پدر کسب فیض کرد تا اینکه توانست با استعداد خدادادی خود خوشه چین بوستان پربار پدر فاضلش گردد و آشنایی کامل با اصول دینی پیدا کند .

     کریمی روزها در حالیکه در کنار کارگاه کوچک شمع ریزی و بقالی پدر بی وقفه کار می کرد و ساعات بیکاری پشت پیشخوان دست فروشی قرار می گرفت و کوی و برزن شهر را برای فروش اجناس خود زیر پا می گذاشت بی توجه به مشقتهای طاقت فرسای زندگی ترانه های امید را در زیر زبان زمزمه و کلماتی را بهم متصل می کرد بی آنکه به ارزش کار خود متوجه شود با آهنگ و موسیقی مخصوص بخود در می آورد . رفته رفته بازی با الفاظ او را متوجه این واقعیت ساخت که کلمات را برشته کشیده و از جابجائی حروف ،کلمات موزونی را بوجود آورده است . گاه می ایستاد و انچه را که زمزمه می کرد روی ورق پاره هایی می نوشت. ولی دل وجرات آن را نداشت که نوشته – ها و گفته هایش را در محضر استاد خود ذاکر ارائه دهد ، چرا که می دانست پدر از چهره های ادب و شمع محفل ادیبان شهر می باشد . تا اینکه روزی از روزها مرحوم ذاکر مراغه ای در کنار بساط دستفروشی پسرش حسین کریمی چشمش به پاره کاغذی می افتد که روی آن حروف و کلماتی به نظم کشیده شده است و تشخیص داد که پسرش با یک تعلیم و تربیت جزئی روزی و روزگاری در سلک شاعران قرار می گیرد ،ولی واقعیت این است که مرحوم ذاکر هرگز در دوران 15سالگی پسرش  نمی توانست این پیش بینی را بکند که فرزند خلفش قد مهای حساب شده اش را جای پای پدر خواهد گذاشت و شاید در آن زمان این تصور نمی رفت که روزی اشتهار و شهرت دست پرورده اش سیمرغ قاف – نشین فضل و ادب و مرزشکن و صدرنشین اریکه اد بیات کشورمان خواهد بود و باز نمی توانست پیش بینی کند که شاگرد مکتب آموز پدر روزی و روزگاری در مقام استادی محافل ادبی قرار خواهد گرفت و شمع جمع ارباب فضل و دانش و شعر و شاعری خواهد بود .

بهر تقدیر پدر استاد دست فرزند خود را بر گرفت و بسوی گلستان و بوستان همیشه پربار شیخ اجل سعدی شیراز برد و این بار باب شعرو شاعری رودرروی فرزند قرار داد و به تدریس فنون فصاحت و بلاغت و قواعد پیچیده شعری پرداخت . حسین کریمی مراغه ای با دلی پر شور و احساس رفیق و دلی پر کینه از بازی زمان با چشمانی کینه توزانه به آنکه در پایمال حقوق انسانها وحشیانه همّت گماشته اند نگریست تضادهای ناروای حاکم بر جامعه را مورد بررسی قرار داد و آنان را در قالب اشعار خود گنجانید . گرچه استاد ذاکر از پیشرفت شاگرد خود خوشحال بود ولی عقیده و ایمانی که به خاندان عصمت داشته افکار فرزند را بسوی قتلگاه سالار شهیدان و ظلم و جنایت یزیدیان سوق داد ناگفته نماند که مرحوم ذاکر همه هفته عزای حسینی را برپا می داشت و به همت این مرد وارسته مراغه ای هیئت شعرا و نوحه خوانان مراغه بنیان گذاشته است و در آن زمان که مراغه فاقد انجمن ادبی بوده ، شعرا و ادبا در زیر بیرق عزای حسینی جمع می شدند و سرودهای خود را به مشتاقان عرضه می کردند و مورد نقد و بررسی و اصلاح استاد قرار می گرفتند ، و حسین کریمی نیز در این مجالس همراه پدر شرکت می جست و از آن بهره می برد.  حسین کریمی دستی به سر و صورت مغازه شمع ریزی پدر کشیده و در جوار آن به آب نبات ریزی ، سوجوق فروشی پرداخت تا اینکه در سال 1354پدر را از دست داد و باز دکان پدری را ترک نگفت و همچنان جانشین پدر در دکان و در هیئت شعرا و نوحه خوانان قرار گرفت و زمام امور را با لیاقت و با تجربیاتی که از پدر اندوخته بود بدست گرفت .                

  آثار حسین کریمی مراغه ای :

وی ضمن سرودن مراثی و ذکر مصیبتهای حضرت حسین (ع) با علاقه ایکه به طنز داشته راه طنز را برای اشعار خود برگزید چرا که بخوبی تشخیص داده بود که تنها از راه طنز و فکاهی می تواند دردها و آلام جامعه را به گوش مسئولین امر برساند و باز متوجه شده بود که تنها می تواند مردم به خواب رفته و بی خبر از مظالم ظلم پیشگان را با شیپور طنز بیدار سازد . روی این اصل سروده های خود را در سال 1338هجری شمسی در قالب یک جلد رنگارنگ به قطع جیبی در سیصد صفحه به چاپ رسانید . هنور چند صباحی از تئزیع کتاب نگذشته بود که جلد اول خاتمه یافت و اشعار آمیخته به چاشنی طنز کریمی دیوار خانه ها را شکست و دست بدست مردم مشتاق شهرهای آذربایجان گردید و اشعارش دهن به دهن در کوچه و بازار پخش شد . استقبال مردم ا یک طرف و به هدف نشاندن تیر خواسته های شاعر از طرف دیگر موجبات تشویق و ترغیب میرزا حسین کریمی مراغه ای را برای چاپ دوم (رنگارنگ) فراهن ساخت  ، در سال 1339 جلد دوم رنگارنگ به چاپ رسید و در نتیجه جلد سوم آن را سال 1342به اتمام رساند تشویق و حمایت و علاقه مندی مردم موجب شد که استاد کریمی اشعار طنز و غزلیات خود را در 15جلد تدوین و بچاپ رساند که به شرح زیر می باشد :

جلد اول رنگارنگ             چاپ اول              1338            23 بار تجدید چاپ شده است              

جلد دوم رنگارنگ             چاپ اول              1339            10 بار تجدید چاپ شده است             

جلد سوم رنگارنگ            چاپ اول              1342             10 بار تجدید چاپ شده است           

جلد چهارم رنگارنگ         چاپ اول              1345             10 بار تجدید چاپ شده است            

جلد پنجم رنگارنگ            چاپ اول              1347             10 بار تجدید چاپ شده است            

جلد ششم رنگارنگ            چاپ اول              1353             10 بار تجدید چاپ شده است

استاد کریمی علاوه بر آثار گرانبهائیکه بنام رنگارنگ تدوین کرده اند دارای آثار ارزشمند و سوزناکی در مراثی خاندان آل عصمت و طهارت در 18 جلد به شرح ذیل می باشد :

(14 معصوم ، انتقام کربلا ، دریای اشک ،گلشن عزا ، بزم غم ف آتشکده کریمی ، غوغای انقلاب ، احرام عشق ، جلا لتها ، کتاب غم ، گلستان کریمی ، بوستان کریمی ، از کعبه تا کربلا ) که تا بحال تجدید چاپ شده و در دسترس مشتاقان قرار گرفته است .

  خانواده استاد کریمی :

استاد کریمی از ازدواج با تنها همسر خویش دارای 5 پسر و جمعآ 11 نوه می باشد که همه وهمه پروانگان شمع وجود و مریدان درگاه پدرند و هنوز هم که هنوز است تعالیم مرحوم ذاکر در جمع خانواده کریمی حکمفرماست .

استاد کریمی در حال حاضر شغل پدر را بر اساس علاقه ایکه به کتاب و اشاعه فرهنگ دارد به کتابفروشی تبدیل کرده است و در قسمتی از کتابفروشی در جایگاه خویش با همان کیفیت و صمیمیت پدر مرحومش باقی است و کرسی کوچکی در انتهای مغازه اش و در کنار آن سماور نفتی با چند استکان قرار دارد که این مغازه مرکز تجمع شعرای مراغه ایست که دورادور استاد جمع شده و به رهنمودها و سخنانش گوش فرا می دهند و می توان گفت کلاسی است برای نو آموزان مکتب شاعری.

روزهای جمعه هیئت شعرا و نوحه خوانان تحت رهبری و ارشاد استاد کریمی هر هفته در منزل یکی از شرکت کنندگان برگزار می گردد و علاوه بر آن در ایام مبارک ماه رمضان همه شب بعد از افطار در زیر پرچم هیئت مشتاقان جمع می شوند و روزهای محرم الحرام از اول تا پایان محرم همه روزه مراسم عزاداری ترتیب داده می شود که سخنان حکیمانه استاد رونق بخش این مجالس می باشد . تنها درایام سوگواری اعضای هیئت جمع نمی شوند بلکه ایام اعیاد و جشنهای مذهبی مراسم دیگری برگزار می گردد که در آن از عظمت و شکوه و جلال ائمه اطهار سخن گفته می شود و شعرا سرودهای خود را عرضه می کنند .

 

 دوران میان سالی و پیری :

استاد کریمی با کبر سن تنی سالم و روحیه ای قوی و عزمی استوار و اراده ای آهنین دارد اغلب در سیروسیاحت است و عقیده بر این دارد که انسان بخصوص شاعر همیشه باید سیرو سیاحت داشته باشد روی این اصل سالی چند بار با دوستان مسافرتها به شهرها می کند و هر بار سفرنامه های منظومی ره آورد این مسافرتها ست که در حال حاضر سفرنامه های کریمی در حدود 300 صفحه  وزیری آماده چاپ می باشد که در هر یک از ابیات سفرنامه ها دریائی از پند و اندرز گنجانیده شده است . سفرنامه های استاد کریمی همه و همه به شهد پند و اندرز آلوده به طنز می باشد اما سفرنامه زیارت شام و بخصوص که اخیرا به مکه مکرمه مشرف شده اند و سفرنامه مذهبی و عرفانی که تنظیم و تدوین کرده اند نه تنها از نظر قدرت بیان بلکه از لحاظ رعایت اصول و قواعد شعری در نوع خود بی نظیر بوده و توانسته است عظمت اسلام و کنفرانس اسلامی را در یک تابلوی بسیار گویا مجسم سازد ولی متاسفانه این سفرنامه ها مانند دیگر آثار استاد همچنان بدون چاپ باقی مانده است و ای کاش تشکیلات عظیم سازمان حج و زیارت و دست اندرکاران تبلیغات اسلامی همتی برای چاپ این آثار ارزشمند اقدامی کنند و هرچند گاه در میان سفرهای زیارتی از وجود شاعرانی استفاده کنند تا حقایق را منعکس سازند و زیبائیها و روحانیت و عرفانی سفر را بهمگان نشان دهند وی از نادر شاعرانی است که با اکثریت شعرا و نوحه خوانان مکاتبات شعری داشته و دارد که اخوانیات کریمی حدود یک جلد 200 صفحه ای رقعی را شامل می باشد که به چاپ رسیده است .

  خصوصیات اخلاقی :

از صفات بارزی که استاد کریمی دارد صفای باطن ، تواضع ، یکرنگی، خاکساری ، ایمان و اعتقادش هرگز اجازه نمی دهد که حتی دوستانش در حضورش غیبت کسی را بکند . صراحت کلام دارد و اندرزگوی که مشتاقان گوهرش مشتاق گوهر کلامش می باشند .با این همه فصاحت کلام و بلاغت و استعداد ذاتی و خدادادی و خلق این همه آثار که هنوز حدود 20000بیت اشعار چاپ نشده ای آماده چاپ دارد و با توجه به استقبال بی حد وحصر مردم از کتابهایش تعجب آور اینجاست که کوچکترین تاثیری در افکار و روحیه فرزند پیر مراغه نداشته و از بخل و حسد گریزان و از غرور و نخوت بدوراست و اگر کسی ناشناخته با ایشان روبرو شود هرگز گمان نمی برد که صاحب این همه گفتار این چنین روحیه تواضع و خاکساری را دارا باشد .

برگرفته از وبلاک: رسانه و فرهنگ ‘اخبار شهرستان مراغه



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

خوشامراغه و گلگشت باغ وبستانش                        خوشا نسیم دل انگیز صبحگاهانش

خطا بود که تفرج کنان به باغ شوی                           شبیه می نکنی گر بباغ رضوانش

چه دلفریب بود در اوایل خرداد                                 صفای دامن صحرا وکوهسارانش

طراوتی بچمن داده ابر اشک بهار                             خوش است طرف چمن بعد اب نیسانش

بچم عقل نگر لطف رود صافی را                              بآب رود ببین حسن  نو بهارانش

سهند خرم وسبزش عسل ببار ارد                             بطیر   خواسته   زنبور  کان   بدامنش

حشم زحد شده برون و لبن بحد وفور                         برون ز  وصف بود میوه فراوانش  

نگر ببرج هلاگو و گردش دوران                              به اقتضای زمان شد به بیخ بنیانش

ببرج سرخ و سفیدوکبود حکمتهاست                        بخاک گشت مبدل کبود و ایوانش

کریم بیک ببرجی که ساخت بهره ندید                       کنون نموده طبیعت بخاک یکسانش

برو بسوی رصد خانه بین تو قدرت علم                     نظاره کن سوی غاری که نیست پایانش

مراغه منبع علم است ودانش و تقوی                       به این دلیل بود خواجه و دبستانش

بدامنش شده پرورده عارفان بسیار                         چو اوحدی که بود طایر غزلخوانش

بهر کجا که شود مرغ نغمه خوان بنواست                چو ذاکر است وکریمی هزار دستانش

بهار امده شاهد شتاب بر لب جوی                           ببین گذشت زمان را بجویبارانش  

واینهم شعری دیگر بزبان ترکی

گل  گور گوزلیم باغ گلستاندی مراغه                        بیر پارچا صفا روضه رضواندی مراغه

دلچسبدی صافی چاینون ذوق و صفاسی                    چوخ گورملدی باغلارنون آب و هواسی

شیرین هولوسی .آلماسی .آمرودی.گیلاسی                 ذوق اهلینه بیر گزملی بستاندی مراغه

هر تکیه ده بر پادی ابوالفضلین عزاسی                    عاشقدی حسین آدینه قرباندی مراغه

وار بوردا کریمی کیمی نطاق سخنور                        فعلا اونون  اشعارینه خواهاندی مراغه



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

زندگی نامه رکن‌ الدین اوحدی مراغه ای :

 رکن‌الدین اوحدی مراغه ای در دوم فروردین ماه 654 - 15 رمضان 673 - ولادت یافت به احتمال زیاد ب خاطر ارادت و احترامی که برای اوحدی کرمانی ، صوفی مشهور قائل بود ، تخلص خود را از صافی به اوحدی تغییر داد

 تحصیل و سیر و سلوک در وادی عرفان را از دوره اقامتش در مراغه آغاز کرد و در طی سفرهایی که داشت با بزرگان و عارفان مختلف آشنا شد و از محضر هر یک توشعه ای برداشت ، مدتی نیز در اصفهان اقامت کرد . وقتی دوباره به آذربایجان بازگشت سرودن اشعار را اغاز کرد و به تعلیم و ارشاد مشغول شد . به قول ریپکا ، اوحدی آموزش های صوفیانه را به گونه ای هنرمندانه بیان کرده است . اوحدی نیمه دوم اسفند ماه 716 - نیمه شعبان 738 هجری - در مراغه دیده از جهان فرو بست .

<<< مقبره رکن الدین ابولحسن مراغی (اوحدی مراغه ای)0 =Ohadi maragheh-i -Tomb >>>

آثار :

 1.ده نامه یا منطق العشاق : ششصد بیت دارد و بنا به درخواست خواجه نصیر الدین  طوسی نگارش یافته است . موضوع آن نامه های عاشقانه ای است که دو دلداده برای یکدیگر نوشته اند . غزل های زیبا و لطیفی دارد . ساده و شیوایی آن در بین ده نامه های فارسی بارز و ممتاز است چو آمد نامهٔ معشوق چالاک              به عاشق، گفت آن مهجور غمناک

 غنوده بخت شد بیدار ما را              مشرف کرد خواهد یار ما را

 طرب پیوند خواهد کرد با دل            روا گشت آنچه میجست از خدا دل

 خنک دردی که درمانی پذیرد!          خوشا کاری که سامانی پذیرد!

 1.دیوان قصاید و رباعیات و غزلیات  : شامل هشت هزار بیت است . موضوع قصاید ، پند و اندرز و مسائل عرفانی و اخلاقی است .غزل ها و رباعیات و ترجیع بندهای عمیق و فصیحی دارد و بسیار دلنشین و رسا و روان سروده شده اند 0

 من که خمارم، به مسجدها مده را هم دگر              کین زمان میخوردم و در حال می‌خواهم دگر

 محنت من جمله از عشقست و رنج از آگهی           باده‌ای در ده، که عقلم هست و آگاهم دگر

 رحم بر گمراه و سرگردان نگفتی: واجبست؟         رحمتی بر من، که سرگردان و گمراهم دگر

 مدتی در بسته بودم دیده از دیدار خواب              صورت او در خیال آمد ز ناگاهم دگر

 روی گندم‌گون او با من نمی‌دانم چه کرد؟             این همی دانم که: همچون کاه می‌کاهم دگر

 با زنخدانش مرا میلیست، می‌دانم که: زود           خواهد افگندن به بازی اندر آن چاهم دگر

 هم ببخشیدی دلش بر نالهٔ شبهای من                گر به گوش او رسیدی ناله و آهم دگر

 من که بر عشقم بریدستند ناف از کودکی            چون توان از عشق ببریدن با کراهم دگر؟

 اوحدی امسال اگر آهنگ رفتن می‌کند                 گو: سفر می‌کن، که من حیران آن ماهم دگر

  

1.مثنوی جام جم : این منظومه به لحاظ پرداختن به مسائل اجتماعی زمان  و توضیح حقایق عرفانی از اهمیت خاصی برخوردار است . شاعر در این منظومه که بر وزن حدیقه ی سنایی سروده شده است ، علاوه بر توجهبه مفاهیم و موضوعات عرفانی ، با حساسیتی که نسبت به اوضاع اجتماعی دارد با بیانی ساده ، کمبود ها و نیازها را بیان کرده اشت . جام جم مشتمل بر حدود پنج هزار بیت شعر است

پایداری به عدل و داد بود                 ظلم و شاهی، چراغ و باد بود

 خاك از ایشان چگونه مشك شو          گر به دریا روند خشك شـود

خواب را گفته‌ای برادر مرگ            چو بخسبی همی زنی درِ مرگ  

دزد را شحنه راه و رخت نمود          کشتن دزد بی‌گناه چه سود؟

 دزد با شحنه چون شریک بود          کوچه‌ها را عسس چریک بود

نفس خود را بكش نبرد این است       منتهای كمال مرد این است 

 آرامگاه

رکن الدین ابولحسن مراغی مشهور به اوحدی مراغه‌ای عارف و شاعر پارسی‌گوی نامدار صاحب مثنوی معروف جام جم است که آرامگاهش در میان باغ سرسبزی واقع شده‌است. سنگ قبر اوحدی از سنگ کبود درست شده‌است. بر دیوار شمالی و جنوبی آن نام اوحدی و تاریخ فوت حک شده‌است. در سال ۱۳۵۲ از سوی انجمن آثار ملی ایران بنای جدیدی بر روی قبر مذبور احداث شده و سنگ مقبره قبلی را به موزه آرامگاه انتقال دادند.

موزهٔ اوحدی

در کنار مقبره اوحدی، موزه اوحدی واقع گردیده‌است. این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول مقر حکومتی و پایتخت آنان بوده‌است، عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص داده‌است. اشیاء موجود در این موزه شامل ظروف سفالی، سکه، کتابت، ظروف مفروغی، شیشه که کتیبه‌های باقی مانده از رصد خانه و سنگ قبور مربوط به دوران اسلامی است. 

شبی پروانه‌ای با شمع شد جفت                   چو آتش در فتادش خویش را گفت

که: پیش از تجربت چون دوست گیری           بنه گردن، که پیش دوست میری

سخن در دوستداری آزمودست                    کزیشان نیز ما را رنج بودست

دل من زان کسی یاری پذیرد                      که چون در پای افتم دست گیرد

درین منزل نبینی دوستداری                      که گر کاری فتد آید به کاری

چنین‌ها دوستی را خود نشاید                    که اندر دوستی یک هفته پاید

--------------------------------------------------------- 

 در بنـدِ غم عشـق تو، بســـیار کسـانند           تنها نه منم خود، که دراین غصّـه بسانند

در خاک به امید تو، خلقی است نشـسته         یک روز برون آی و ببـین تا به چه سانند

عـُشـّـاق تو در پیـــش گرفتـــند، بیــابان         کآن طایـفه، ده را پس ازاین هیـچ کسانند

کو مَحــــرم رازی، که اســـیران محبـّت         حــــالی بنـویسند و سـلامی برسانند

با محتـسب شــهر بگویید، که امشب             دسـتار نگـهدار، که بیرون عسسانند!

ای دانه دُر، عشق تو دریاسـت ولیکن           افســـوس! که نزدیــک کنــار تو خســـانند

شاید که ز مصرت، به هوس مرد بیاید          خـود مردم این شــــهر، مگر بی هوسانند؟

با جـُـور رقیــبان، ز ِ لبـت کام که یابد؟          من تـَرک بگـُـفتم، که عسـل را مگســانند!

ای اوحـدی از لاشـه تنگ تو، چه خیزد؟        کآندر طلـب او هـمـه، تازی فرسانند

افسوس که در پای تو این تنـد سواران         بسـیار دویدند و همان بازپـســانند! !



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

كارگاه صابون سازی در شهر مراغه

صابون سنتی و طبیعی مراغه با بیش از ‪ ۱۵۰سال قدمت معروفترین صابون سنتی كشور بوده و سوغاتی اصلی و ارزشمند این شهرستان به اقصی نقاط كشور است.
این صابون كه به صورت سنتی و نیمه صنعتی تولید می‌شود، به‌رغم رواج صابون های صنعتی همچنان به عنوان شوینده اصلی در خانه‌های مردم این شهرستان و سایر شهرهای كشور مورد استفاده قرار می‌گیرد.
به گزارش ایرنا، صابون مراغه از دنبه گوسفند و سود سوزآور تهیه شده و به دلیل این كه در تهیه این صابون از مواد صنعتی و افزودنی‌های شیمیایی استفاده نمی‌شود، صابونی ایده‌آل برای شستشوی بدن و موی سر است.



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

Untitled

پرونده:DSCI0007.JPG

شهر مراغه با 20هزار هكتار باغ میوه از جمله سیب ،انگور ،بادام،گردو و آلوچه یكی از قطبهای مهم تولید محصولات باغی در شمال غرب ایران محسوب میشود و بدین خاطر لقب باغ شهر رو به خود گرفته.

 و بعلت اهمیت انگور لازم دانستم توضیح  بیشتری در این رابطه به شما عزیزان بدهم.

انگوراز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

درخت انگور با نام علمی Vitis vinifera از خانواده انگورسانان Vitaceae است. در این خانواده حدود ۱۱ جنس و بیش از ۶۰۰ گونه وجود دارد. مهم‌ترین جنس این خانواده جنس انگور است. این گیاه حالت بوته‌ای و رونده دارد و دارای پیچک در مقابل بعضی از برگها می‌باشد.

میوه انگور به نوع دانه دار و بی دانه تقسیم می‌شود. هر یک از این دو نوع در رنگ های سرخ و سیاه و زرد و تقریباً سبز دیده می‌شوند. این میوه در مناطقی که حداکثر دمای ان بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد و حداقل ان کمتر از ۱۵ درجه زیر صفر نباشد بهتر رشد می‌کند

طریقه کاشت و برداشت انگور

برای کاشت بوته مو ابتدا قلمه هائی از آن را در فصل بهار، قبل از جوانه زدن در جائی به‌عنوان مخزن می‌کارند و در بهار آینده که دارای ریشه شد از مخزن با احتیاط در می‌آورند و آن را در گودال‌های آماده شده به ردیف می‌کارند. پس از کاشت آن را آب می‌دهند. بوته جدید با گرم شدن هوا باید هر ۵ روز یا هر هفته آب داده شود. این بوته بعد از چهار سال بار می‌آورد و در ده سالگی بار آن کامل خواهد شد. یک بوته کامل می‌تواند بیش از دویست کیلو انگور بدهد. بوته مو را بعد از چهار ساله شدن هرس می‌کنند، یعنی شاخه‌های فرعی و دراز یا شاخه‌های ضعیف آن را می‌برند تا هم فرصت رشد به شاخه‌های قوی تر داده باشند و هم مقدار بار آن را تحت کنترل درآورند وکیفیت بار آن را بالا ببرند. بوته مو را می‌توان روی زمین یا در حال تکیه بر چیزی بالا تر از خاک و زمین قرار داد. محل کشت موهایی که روی زمین قرار گرفته‌است را با بیل شخم می‌زنند تا علفهای موجود که در فصل بهار می‌روید از بین برده شود. زیرا این علفها می‌توانند به بوته مو و بار آن آسیب وارد کنند. بعلاوه باشخم کردن زیر مو نفوذ آب برای رسیدن به ریشه راحت تر انجام می‌پذیرد نوع بی دانه وکشمشی انگور از نظر شیرینی بهترین نوع است. البته انواع دانه دار بخاطر درشتی آنها از شکل بسیار زیبایی برخوردار هستند.

انگور یکی از میوه های بهشتی است.آب انگور چنان با ارزش است که بعضی از دانشمندان ارزش آن را با شیر مادر یکی می دانند.

1.فایده های انگور

خوردن انگور برای رفع کمخونی،رفع خستگی و باز کردن اشتها بسیار مفید است.

انگور یک میوه ی ضد سرطان است.

کسانی که پادرد و روماتیسم دارند، خوردن انگور را فراموش نکنند.

اگر کسی نمی تواند راحت دست شویی کند، مقداری انگور به او بدهید.

انگور پر از ویتامین های آ،ب و ث است.آهن،کلسیم،پتاسیم،فسفر و منیزیوم و منگنز هم دارد.انگور سیاه، بیشتر از انگور سبز آهن دارد.

2.آیا انگور ضرری هم دارد؟

وقتی انگور حبه درشت می خورید، دانه ها و پوستش را جدا کنید؛چون پوستش دیر هضم است و ممکن است باعث دل درد شود.هسته هایش هم برای کلیه ضرر دارد. زیاده روی در خوردن آب انگور هم باعث به وجود آمدن سنگ کلیه می شود.

3.خانواده ی مفید انگور

الف.مویز و کشمش: به انگور خشک شده، مویز و کشمش گفته می شود.تمام خاصیت انگور در مویز و کشمش هم هست. برخی معتقدند مصرف انگور خشک شده مفید تر از انگور تازه است.

ب.هسته ی انگور:بهتر است هسته ی انگور را نخوریم؛ چون ممکن است برای کلیه های ما مشکل ایجاد کند.در برخی از کشورها، هسته ی انگور را می کوبند و روغنی از آن تهیه می کنند که پوست را بسیار نرم می کند.

ج.غوره: غوره به انگور کال و نرسیده گفته می شود. غوره ویتامین ث زیادی دارد.در ایران از آب غوره زیاد استفاده می کنند.آب غوره برای نرم کردن لثه ها،جلوگیـــری از چاقی، از بین بردن درد روماتیسم و ضد عفونی کردن روده ها مفید است.اگر هوس خوردن آب غوره کردید، آن را همراه با سالاد بخورید.خوردن آب غوره ی خالی ممکن است به معده آسیب برساند.راستی شنیده اید که می گویند: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی؟ منظور همین غوره است.یعنی این غوره، به انگور و شیره تبدیل می شود که می توان با آن حلوا پخت.

د.برگ:برگ انگور هم برای بدن مفید است.برخی از مردم از برگ انگور برای درست کردن دلمه استفاده می کنند.

هـ.شیره.از شیره ی انگور برای درست کردن حلوا استفاده می شود.بعضی از مردم هم آن را با مقداری ماست یا کره مخلوط می کنند و با نان می خورند. شیره ی انگور برای افرادی که یک بیماری طولانی را پشت سر گذاشته اند یا عمل جراحی کرده و ضعیف شده اند بسیار مفید است.

و.سرکه:سرکه را از میوه های رسیده ی انگور درست می کنند و همراه با سالاد،باقالی،آش یا خوراکی های دیگر می خورند.بدون سرکه نمی شود ترشی درست کرد.یادتان باشد در خوردن سرکه زیاده روی نکنید.

ز.اسم های دیگر انگور:مو، تاک ، اوزوم ، رز ، عنب ، تنک

ح.انواع انگور: انگور یاقوتی ، ریش بابا ، کشمشی ، مراغه ای، بی دانه ، انگور سیاه ، عسگری ، انگور شامی ، شاماما. انگور فخری، انگور لعل، انگور کشمشی ، انگور پوشنگی، انگور حسینی، انگور روچه، انگور لوغی، انگور صاحبی ، انگور آبی، انگور مسکه، انگور شنگول خانی، شاهانی، یاقوتی، خلیلی،  انگور شصت عروسان سیاه، الغی سیاه، مثقالی، رازقی، شیرازی، نباتی، مادربچه

 

وعكس انواع انگور

Untitled

Untitled

و(میلاخ) آسما

 Untitled



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی

 

شهرستان مراغه با داشتن بیش از۱۷۰ هزار هكتار مراتع ییلاقی و قشلاقی در دامنه كوه های سر به ‪ فلك كشیده  سهند یكی از مناطق پربار پرورش زنبور و تولید عسل در ایران است

شهرستان مراغه از نظر تولید عسل مقام اول استان آذربایجان شرقی را به خوداختصاص  داده است.

 وزنبور داران شهرستان  مراغه  كندوهای خود را مثل عشایر منطقه با بردن به ییلاق و قشلاق  واستفاده بهینه از گلهای خدادادی در دامنه كوه سهند  به طوری كه  هر زنبور دار در منطقه ای  خاص  كندو های خود را جهت آوردن شیره  بكار میكیرد  و بعلت اینكه دامنه كوه سهند از تنوع گل و گیاهی بالایی برخورداراست  در نتیجه گندو ها از گلها ی خاص ان منطقه استفاده كرد ه وعسلهایی با تنوع بیشتر و مرغوبیت بیشتر بدست میآید .

Untitled



نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی
 میدان خواجه نصیر

نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی
Untitled

نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی
مراغه جلوی نجار بازار

نوشته شده در شنبه 14 خرداد 1390 توسط مَراغلی
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
صفحات جانبی
آمار سایت
Blog Skin